الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

668

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

معبود مىدانيد بايد قادر بر چنين عملى باشد . 4 - كسائى جمله فعليه را از ما بعدش بريده و در آن وقف كرده و فاعل را به قرينهء حاليه مقدر نموده ، يعنى آن را كرده : هر كه كرده اين بزرگ بت‌ها است . 5 - برخى بعد از « كبيرهم » وقف كرده و گفته : مقصود اين است كه بزرگِ قوم يا بزرگِ بت‌ها ، يعنى خودِ ابراهيم ( ع ) اين كار را كرده است . از مجلسى ( ره ) - « يلقى هذا به غير ما يلقى هذا » مثل اينكه به هر كدام بگويد تقصير از تو است و آن طرف در بارهء تو تقصيرى ندارد ، يا بر خلاف آنچه از هر كدام شنيده كه بدگوئى ديگرى كرده است براى آنها نقل كند تا دل آنها را بهم نزديك كند ، تا آنكه گويد : بدان كه مضمون اين حديث مورد اتفاق ميان خاصه و عامه است و ترمذى از پيغمبر ( ص ) روايت كرده است كه دروغ روا نيست مگر در سه جا : مردى با زنش حديثى كند تا او را خشنود سازد و دروغ در جنگ و دروغ در مقام اصلاح ميان مردم . از مجلسى ( ره ) - قاموس گويد : اكثر اين است كه كلمهء زعم در مورد شك آيد و زعمى به معنى كذاب است و از سائر اهل لغت هم همين معنا را نقل كرده است و به همين اعتبار است كه امام از خود زعم را نفى كرده است . مقصود اين است كه در دعوى رجاء و خوف از خدا دروغ نگوئيد زيرا براى رجاء نشانه‌اى است كه طلب بهشت باشد به وسيلهء ملازمت دستورات دين و براى ترس از دوزخ نشانه‌اى است كه گريز از خلاف كارى است . از مجلسى ( ره ) - يكى از محققين گفته است : بدان كه دروغ در ذاتِ خود حرام نيست بلكه براى زيانى كه از آن به مخاطب يا ديگرى مىرسد حرام است و كمترين درجه‌اش اعتقاد به خلاف حقيقت است